دوباره اومدم ولی ایندفعه دیگه واسه همیشه برگشتم. البته من فعلا باید لنگ در هوا منتظر نتایج باشم ببینم چه گهی خوردم . پس فعلا بزارید یکم از اون روز مسخره براتون بگم. ( کسایی که امسال تو اهواز کنکور فنی دادن خوب توجه کنن )
حدودای ساعت 6 صبح بود که با رفقا به دم درب اصلی دانشگاه چمران رسیدیم . باورم نمیشد که این جمعیت رو قبلا جایی دیده باشم ( حتی موقع بازی استقلال و پرسپولیس ). فشار جمعیت و تعداد شرکت کننده ها به قدری بود که حتی درب اصلی دانشگاه هم کفاف ورود این همه آدم رو نمیداد ! همون لحظه ( دقیقا موقع له شدن ) دوتا سوال ذهنم رو مشغول خودش کرد 1- واقعا ما توی مملکت اینهمه جوون علاف و پشت کنکوری داریم؟ 2- واقعا من میتونم از بین اینهمه شرکت کننده که اکثرشون هم رشته کامپیوتر هستند، بین 35 تای اهواز و 30 نفر دزفول قرار بگیرم ؟؟؟؟ یکم خنده داره ولی واقعا آدمو ناامید میکنه.
موقع ورود به دانشگاه چون باید آزمون رو توی دانشکده کشاورزی میدادم دیگه سوار اتوبوس نشدم و بقیه راه رو پیاده راه افتادم. یه نگاهی که به دم دانشکده کردم دیدم یارو داره ملتو میگرده و ماشین حسابها و موبایلها رو میگیره. از اونجا که من توی جاسازی اینجور چیزها خبره هستم ماشین حساب رو توی آستین پیرهنم جاسازی کردم و وارد دانشکده شدم. با خیال راحت دنبال صندلی خودم میگشتم که با نگاه چپ یکی از مراقبهای تیز بین ( یا به قول یکی از بچه ها طیز بین ) رویای ماشین حساب هم از ذهنم پرکشید.
خوب حالا حسنی موند و حوضش ...
اولین درس از دفترچه سوالات عمومی، درس ادبیات و زبان فارسی بود. انصافا هرچی نگاه میکردم هیچکدوم از سوالات رو یادم نمییومد. ( اصلا نخونده بودم که یادم بیاد ) واقعا خیلی مسخرس! که از درس ادبیات و زبان فارسی که جمعا 20 سوال هستند، فقط 1 سوال را بزنی !!!! برای اینکه روحیه از دست نره این جمله رو 40 بار زیر لب گفتم " ضریب 2 تاثیر نداره – ضریب 2 تاثیر نداره – ضریب 2 تاثیر نداره .... الی ماشالله ......." درس بعدی دین و زندگی 1و2و3 بود . به نظر من سوالات درس دین و زندگی هم از هر موضوعی طرح شده بود به غیر از " دین " و " زندگی " از این هم یه پنج شش تا زدیم و رفتیم برا بعدی. فیزیک و شیمی به نسبت بقیه دروس بد نبود. چیزی برای گفتن هم نداشت. موقعی هم که به دروس عربی و زبان و ریاضی رسیدم، ابتدا چشم هام رو بستم و بعد با یه نفس عمیق شروع کردم به برگ زدن دفترچه تا به آخرش برسم !!! ( اینجوری دیگه حداقل ریخت سوالات رو هم ندیدم )
در کل رو هم دیگه و با ارفاق توی 45 دقیقه دفترچه عمومی رو تمام کردم! ( حال کردید سرعت عمل رو ) درحالی که وقتش 150 دقیقه بود. حالا خودتون بشینید حساب کنید من چند دقیقه منتظر دفترچه سوالات تخصصی بودم........... ( استفاده از ماشین حساب هم ممنوعه )
نزدیکای ساعت 10 که دفترچه سوالات تخصصی رو میخاستن بدن. ترس – دلهره و هیجان اونجا بود که تقریبا به اوج خودش رسید ... به محض اینکه زنه گفت شروع کنید مثل اسب شیرجه رفتم تو زمین دفترچه رو توی یکی دو صدم ثانیه برداشتم ! حکایت یکی دوساعت پیش هم دوباره تکرار شد. چون درس ریاضی 3 رو به کل کنار گذاشته بودم دوباره چشمام رو به روی این 10 تا سوال هم بستم رو رفتم برا بعدی. درس بعدی مبانی رایانه بود . از 8 تا سوال مبانی رایانه همش رو جواب دادم ولی یکیش رو شک دارم .... اگه کسی کنکور کامپیوتر داده بگه تا ابهامات برطرف بشه. بعد از اون یه پل زدم و رفتم به سمت آخر دفترچه . درس آشنایی با شبکه رو هم از 10 تا سوال 10 تاش رو درست جواب دادم. سیستم عامل هم درس آسونیه ولی دوتا سوال داده بودن که سوالش اصلا با جواب همخونی نداشت ( منم خر شدم و یکیش رو زدم ) پس از این هم 8 تا سوال درست + یک امتیاز منفی بریزید به حساب 9898 بانک ملی – شعبه اسکان . قبل کنکور روی مدار منطقی زیاد حساب باز نکرده بودم ولی خوب همین 5 تا از ده تایی که زدم هم خودش خیلیه!
از ویژوال بیسیک فقط یادم مید 6 تا درست زدم یدونه غلط زدم و یدونه هم نزدم ( آخری رو هم فکر کنم موش خورد ) البته اون سوالی که گفتم اشتب زدم به قدری مسخره بود که برا من افت دارم بگم .... اونم از ویژوال بیسیک ... تف . از کیو بیسیک 10 تا سوال آورده بود که فکر کنم دقیقا 8 تاش توی کنکور پارسال اومده بود ( حتی با همان اعداد ) واقعا من هنوز هم دارم تعجب میکنم که چرا سازمان سنجش سوالات جدید طرح نکرده بود ؟ یعنی کمبود سوال داشت یا کمبود مغز؟
پاسکال 1 و 2 رو هم یه چند تایی زدم ولی حافظه هه دیگه یاری نمیکنه که چی بود و چی شد.
یکی از بدبختیهای کنکوریها اینه که وسط جلسه شاشت بگیره و مراقب هم نزاره بری دستشویی !!! حالا خر بیار و باقالی بار کن ... البته من شانس آوردم این حالت عذاب آور اواخر جلسه یقه ما رو گرفت ولی خوب به خاطر همین، چند تا سوال که گزاشته بودم آخر سر روشون فکر کنم رو از دست دادم ...
» مخابرات بی پدر و مادر، صفحه اصلی این سایت به آدرس http://ahwaziha.com/weblog.htm رو فیلتر کرد ...
|
+|
نوشته شده توسط یاسمین و پیمان در ساعت 12:10